السيد الطباطبائي

245

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )

خاتمه بحث توضيح 1 - قدماى فلاسفه گفته‌اند در حركت شش چيز لازم است : مبدأ ، منتهى ، مسافت ، موضوع ، فاعل و زمان . چون گذشتگان حركت جوهرى را تصور نمىكردند و تنها حركت را در كيفيت و كميت و وضع و اين ( نسبت جسم به مكان ) مىپذيرفتند تطبيق اين امور در مورد حركت ساده و آسان بود ؛ مثلًا اگر جسمى را از يك نقطه به نقطه ديگر حركت دهيم نقطه آغاز حركت مبدأ و نقطه فرجام منتهى و مكان حركت مسافت و خود جسم متحرّك موضوع و ما كه محرك مىباشيم ، فاعل و مدت حركت ، زمان حركت مىباشد . و همچنين روى نظريه‌ها يا فرضيه‌هاى علمى در جايى كه حركت را بسيط و مفرد نگيريم به آسانى مىتوان شش چيز نامبرده را پيدا كرد . مثلًا طبق نظريه فيزيكى گفته مىشود كه ( 1 ) ماده پيوسته و براى هميشه در حركت است و ( 2 ) ماده در اثر تراكم انرژى كه خود حركت است پيدا مىشود . چون جهان هيچ گاه مجموعاً در حال حركت ساده كه عقيم و نازا باشد نبوده و پيوسته ماده ( تراكم انرژى ) بهره از هستى داشته و نيز پيوسته جاذبه عمومى حركت عمومى را به شكل‌هاى گوناگون از سرعت و جهت انداخته پس مبدأ هر شكل تازه از حركت مبدأ حركت و منتهاى آن منتهاى حركت و مكان آن مسافت حركت و ماده موضوع حركت ( چنان كه درگذشته تذكر داديم كه دانشمندان امروزه مجموعه‌اى از اعراض و حركات را جوهر و موضوع مىنامند ) و بعد زمانى نيز زمان حركت و چنان كه در مقاله نهم گفته شد حركت كار است و هر كار كننده كار لازم دارد و آن علت فاعلى حركت است . ولى در حركات بسيطه كه به تنهايى گرفته شوند همه شش چيز گذشته ( يعنى